تبليغاتX
عاشقان حسین

عاشقان حسین

وبلاگ در مورد امام حسين (ع )

در مورد تصاویر زیر خودتان نظر دهید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 8:33 بعد از ظهر  توسط علی  | 

شناخت مختصرى از زندگانى امام حسين (ع)(قسمت پنجم)

3ـ قيام و شورش در امت اسلامى

قيام بزرگ و حماسه آفرين امام حسين ـ عليه السلام ـ سر چشمهء نهضتها و قيامهاى متعدد در جامعهء اسلامى گرديد كه به عنوان نمونه برخى از آنها را مورد بحث قرار مى دهيم

الف ـ قيام توابين

نخستين عكس العمل مستقيم شهادت امام حسين ـ عليه السلام ـ<جنبش توابين > در شهر<كوفه > بود همين كه امام حسين به شهادت رسيد, و ابن زياد از اردوگاه خود در<نخليه > به شهر باز گشت , شيعيانى كه فرصت طلايى يارى امام در كار زار عاشورا را از كف داده بودند, بشدت پشيمان شده خود را ملامت نمودند. آنان تازه متوجه شدند كه اشتباه بزرگى مرتكب شده اند, زيرا حسين ـ عليه السلام ـ را دعوت نموده و سپس از يارى او دست نگهداشته اند و او كه بنا به دعوت آنها به عراق آمده بود, در كنار شهر آنان به شهادت رسيده و آنها از جا تكان نخورده اند! اين گروه احساس كردند كه ننگ اين گناه از دامن آنها شسته نخواهد شد مگر آنكه انتقام خون حسين را از قاتلان او بگيرند و يا در اين راه كشته شوند

به دنبال اين فكر بود كه شيعيان نزد پنج تن از روءساى خود در كوفه كه عبارت بودند از

<سليمان بن صرد خزاعى >,<مسيب بن نجبهء فزارى >,<عبد الله بن سعد بن نفيل ازدى >,<عبد الله بن وال تميمى >, و<رفاعة بن شداد بجلى > رفتند و در منزل سليمان اجتماعى تشكيل دادند. نخست مسيب بن نجبه رشتهء كلام را به دست گرفت و پس از ذكر مقدمه اى چنين گفت

<... ما پيوسته دلباختهء خوبيهاى موهوم خود بوده ياران و پيروان خود را مى ستوديم , ولى در اين امتحانى كه خداوند در مورد پسر پيامبر پيش آورد, دروغ ما آشكار گرديد و ما از اين امتحان سر شكسته و خجلت زده بيرون آمديم و از هر جهت در مورد فرزند پيامبر كوتاهى كرديم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

4- ديگر به حق عمل نمى‏شود

حسين بن على (ع) در راه عراق در منزلى بنام «ذى حسم» در ميان ياران خود بپاخاست و خطبه‏اى بدين شرح ايراد نمود:

«پيشامد ما همين است كه مى‏بينيد. جداً اوضاع زمان دگرگون شده، زشتيها آشكار و نيكيها و فضيلتها از محيط ما رخت بر بسته است، و از فضيلتها جز اندكى مانند قطرات ته مانده ظرف آب باقى نمانده است. مردم در زندگى پست و ذلتبارى به سر مى‏برند و صحنه زندگى، همچون چراگاهى سنگلاخ و كم علف، به جايگاه سخت و دشوارى تبديل شده است/

آيا نمى‏بينيد كه ديگر به حق عمل نمى‏شود، و از باطل خوددارى نمى‏شود؟

در چنين وضعى كه دارد كه شخص با ايمان (از جان خود گذشته) مشتاق ديدار پروردگار باشد، در چنين محيط ذلتبار و آلوده‏اى، مرگ را جز سعادت و زندگى با ستمگران را جز رنج و آزردگى و ملال نمى‏دانم/

اين مردم بردگان دنيا هستند، و دين لقلقه زبانشان مى‏باشد، حمايت و پشتيبانيشان از دين تا آنجا است كه زندگيشان همراه با رفاه و آسايش باشد، و آن‏گاه كه در بوته امتحان قرار گرفتند، دينداران كم خواهند بود.»(23)

قيام آگاهانه

براساس تفسيرى كه امروز ماديها در مورد قيامهاى اجتماعى مى‏كنند، انفجار يك جامعه مانند انفجار يك ديگ بخار به هنگام بسته شدن دريچه‏هاى اطمينان آن است كه در اين صورت، چه انسان بخواهد و چه نخواهد، به علت تراكم بخار، انفجار خود بخود رخ مى‏دهد، زيرا هنگامى كه فشارها و تضادهاى طبقاتى افزايش يافت ظرفيت تحمل جامعه در برابر فشار و ستم لبريز مى‏گردد و قهراً انفجار به صورت يك پديده طبيعى انجام مى‏گيرد. به تعبير ديگر، قيام انفجارى در مقياس كوچك مانند انفجار عقده يك فرد خشمگين و پرعقده است كه هنگام لبريز شدن كاسه صبرش بى اختيار آنچه را در دل دارد بيرون مى‏ريزد، گر چه بعداً پشيمان مى‏گردد/

با توجه به نمونه هايى از سخنرانيها و نامه‏هاى امام حسين (ع) كه يادآورى كرديم، بخوبى روشن مى‏شود كه قيام اين پيشواى بزرگ از اين مقوله نبوده است، بلكه يك قيام آگاهانه و بر اساس احساس وظيفه و با توجه به تمام خطرات بوده است. امام حسين (ع) نه تنها خود، آگاهانه از شهادت استقبال كرد، بلكه مى‏خواست يارانش نيز شهادت را آگاهانه انتخاب كنند، به همين جهت شب عاشورا آنان را آزاد گذاشت كه اگر خواستد، بروند، و اعلام كرد كه هر كس تا فردا با او بماند، كشته خواهد شد. آنان نيز با توجه به همه اينها ماندن و شهادت را پذيرفتند/

بعلاوه از نظر ماديها در قيامهاى انفجارى، رهبران و شخصيتها چندان نقشى ندارند، بلكه نقش «ماما» را در تولد «نوزاد» به عهده دارند، و چون ظهور و بروز اين گونه قيامها خارج از اختيار قهرمانان انقلاب است، فاقد هر نوع ارزش اخلاقى است در حالى كه نقش رهبرى امام حسين (ع) در قيام كربلا بر احدى پوشيده نيست/

نفوذ حزب اموى در مركز قدرت‏

از آنچه پيرامون نقش امر به معروف و نهى از منكر در قيام امام حسين (ع) گفتيم روشن شد كه علت اصلى قيام آن حضرت انحراف حكومت اسلامى از مسير اصلى خود و به دنبال آن رواج بدعتها، از بين رفتن سنت پيامبر، گسترش فساد و آلودگى و منكرات و اعمال ضد اسلامى در جامعه آن روز بوده است/

اينك براى توضيح بيشتر، يادآورى مى‏كنيم كه در آن زمان حكومت اسلامى و مقدرات مردم مسلمان به دست حزب ضد اسلامى و جاهلى بنى اميه افتاده بود. اين حزب پس از سالها نبرد با پيامبر اسلام (ص) در فتح مكه به ظاهر اسلام آورد، اما كفر و نفاق خود را مخفى كرد و پس از رحلت پيامبر با قيافه ظاهراً اسلامى به فعاليت زيرزمينى پرداخت و بتدريج در دستگاه حكومت اسلامى نفوذ كرده كارهاى كليدى را در دست گرفت، تا آن‏كه پس از شهادت امير مومنان (ع) با قبضه حكومت توسط معاويه به اوج قدرت رسيد/

گر چه سران و صحنه گردانان اصلى اين حزب، مقاصد پليد خود را در جهت ضربت زدن به اسلام از داخل، و زنده كردن نظام جاهليت، پنهان مى‏ساختند اما هم مطالعه اقدامات و كارهاى آنان اين معنا را بخوبى نشان مى‏داد، و هم گاهى در مجالسى كه گمان مى‏كردند صحبتهاى آنجا به بيرون درز نمى‏كند، پرده از روى مقاصد خود بر مى‏داشتند چنانكه ابوسفيان كه در رأس اين حزب قرار داشت، روزى كه عثمان (نخستين خليفه از دودمان بنى اميه) به حكومت رسيد و بنى اميه در خانه او اجتماع كردند و در را بستند، گفت: غير از شما كسى اينجا هست؟(آن روز ابوسفيان نابينا بوده است.) گفتند: نه، گفت:

اكنون كه قدرت و حكومت به دست شما افتاده است آن را همچون گويى به يكديگر پاس دهيد و كوشش كنيد كه از دودمان بنى اميه بيرون نرود، من سوگند ياد مى‏كنم به آنچه به آن عقيده دارم كه نه عذابى در كار است و نه حسابى، نه بهشتى است و نه جهنمى و نه قيامتى! (24)

نيز همين ابوسفيان در دوران حكومت عثمان روزى از احد عبور مى‏كرد، بالگد به قبر «حمزه بن عبدالمطلب»زد و گفت: چيزى كه ديروز بر سر آن با شمشير با شما مى‏جنگيديم، امروز به دست كودكان ما افتاده است و با آن بازى مى‏كنند!(25)

حركتهاى ضد اسلامى معاويه‏

معاويه بن ابى سفيان در زمان حكومت خود در يك شب نشينى با «مغيره بن شعبه» (يكى از استانداران خود) آرزوى خود را مبنى بر نابودى اسلام با وى در ميان گذاشت، و اين معنا توسط «مطرف»، پسر مغيره، فاش شد. مطرف مى‏گويد: با پدرم مغيره در «دمشق» مهمان معاويه بوديم. پدرم به كاخ معاويه زياد تردد مى‏كرد و با او به گفتگو مى‏پرداخت و در بازگشت به اقامتگاهمان از عقل و درايت او ياد مى‏كرد و وى را مى‏ستود، اما يك شب كه از كاخ معاويه برگشت، ديدم بسيار اندوهگين و ناراحت است، فهميدم حادثه‏اى پيش آمده كه موجب ناراحتى او شده است/

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 3:53 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

شناخت مختصرى از زندگانى امام حسين (ع)(قسمت سوم)

3- ضبط اموال دولتى

در همان ايام كاروانى از يمن كه حامل مقدارى از بيت المال بود، از طريق مدينه، رهسپار دمشق بود. امام حسين (ع)با اطلاع از اين موضوع، آن را ضبط كرد و در ميان مستمندان بنى هاشم و ديگران تقسيم كرد و نامه‏اى بدين شرح به معاويه نوشت: «كاروانى از يمن از اينجا عبور مى‏كرد كه حامل اموال و پارچه‏ها و عطرياتى براى تو بود تا آنها را به خزانه دمشت سرازير كنى و به خويشانت كه تاكنون شكمها و جيبهاى خود را از بيت المال پر كرده‏اند، ببخشى، من نياز به آن اموال داشتم، و آنها را ضبط كردم، والسلام»! معاويه از اين اقدام سخت ناراحت شد و نامه تندى به امام نوشت. (15)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 3:50 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

شناخت مختصرى از زندگانى امام حسين (ع)(قسمت دوم)

2- ژست دينى معاويه‏

قيام امام حسين (ع) در زمان يزيد، چنان پرشور و مهيج بود كه خاطره آن در دلهاى مردم جاويد مانده است و چنانكه مشاهده مى‏كنيم پس از قرون متمادى، هنوز هم مردم، قهرمانان كربلا را براى خود نمونه و سرمشق قرار مى‏دهند و در ابراز قهرمانى و فداكارى از آنها الهام مى‏گيرند، ولى به گمان قوى اگر امام حسين (ع) در زمان معاويه قيام مى‏كرد، قيام او داراى چنين شور و حماسه‏اى نمى‏شد. راز اين مطلب را بايد در نفوذ و شيطنت و بازيگرى معاويه، و روش خاص او در حل و فصل مشكلات جستجو كرد/

گر چه معاويه عملا اسلام را تحريف كرده، حكومت اشرافى اموى را جايگزين خلافت ساده و بى پيرايه اسلامى ساخته و جامعه اسلامى را به يك جامعه غير اسلامى تبديل كرده بود، اما او اين مطلب را بخوبى درك مى‏كرد كه چون بنام دين و خلافت اسلامى حكومت مى‏كند، نبايد مرتكب كارهايى بشود كه مردم آن را مبارزه با دين - همان دينى كه بنام آن حكومت مى‏كند- تلقى نمايند، بلكه او لازم مى‏ديد هميشه به اعمال خود، رنگ دينى بدهد تا اعمال وى با مقامى كه دارد، سازگار باشد، و آن دسته از كارهايى را كه مشروع جلوه دادن آنها مقدور نيست در خفا انجام دهد/

پاره‏اى از اسناد و شواهد تاريخى نشان مى‏دهد كه معاويه فردى بيدين بوده و به هيچ چيز اعتقاد نداشته است؛ به طورى كه «مغيره بن شعبه» معلوم الحال و بى بند و بار، از سخنانى كه در بعضى از مجالس خصوصى معاويه، از خود وى شنيده بود، اظهار تاسف و اندوه كرده مى‏گفت:«معاويه خبيث‏ترين افراد مردم است.»(9)

ولى با وجود اينها، همين روش معاويه در تظاهر به برخى از ظواهر دينى، درك ماهيت او را براى عامه مردم مشكل ساخته بود/

معاويه براى آنكه به منصب و مقام خود، رنگ مذهبى بدهد، از اوضاع و شرائط بخوبى بهره بردارى مى‏كرد. او از يك طرف خونخواهى عثمان را عنوان مى‏ساخت و از طرف ديگر پس از جريان حكميت و همچنين به واسطه صلح با امام حسن (ع) و بيعت مردم با وى، خود را در افكار عمومى شايسته خلافت قلمداد مى‏كرد/

بنابراين اگر امام حسين (ع) در زمان او قيامى مسلحانه به راه مى‏افكند، وى بسهولت مى‏توانست آن را در افكار عمومى يك اختلاف سياسى و كشمكش بر سر قدرت و حكومت معرفى كند، نه قيام حق در برابر باطل!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 3:49 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

شناخت مختصرى از زندگانى امام حسين (ع)(قسمت اول)

شناخت مختصرى از زندگانى امام حسين (ع)

سومين امام معصوم، در سوم (يا چهارم) شعبان سال چهارم هجرى در شهر مدينه ديده به جهان گشود. او دومين ثمره پيوند فرخنده على (ع) و حضرت فاطمه دختر پيامبر اسلام (ص) بود/

حسين بن على در دوران عمر خود به شجاعت و آزادگى و ايستادگى در برابر ظلم و ستم شهرت داشت.

مراحل زندگى حسين بن على (ع)

حسين بن على (ع) مدت شش سال از دوران كودكى خود را در زمان جد بزرگوار خود سپرى كرد و پس از آن حضرت، مدت سى سال در كنار پدرش اميرمومنان (ع) زندگى كرد و در حوادث مهم دوران خلافت ايشان به صورت فعال شركت داشت. پس از شهادت امير مومنان(در سال 40هجرى) مدت ده سال در صحنه سياسى و اجتماعى در كنار برادر بزرگ خود حسن بن على (ع) قرار داشت و پس از شهادت امام حسن(ع) (در سال 50هجرى) به مدت ده سال، در اوج قدرت معاويه بن ابى سفيان، بارها با وى پنجه درافكند و پس از مرگ وى نيز در برابر حكومت پسرش يزيد قيام كرد و در محرم سال 61 هجرى در سرزمين كربلا به شهادت رسيد/

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 3:47 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

امامت امام حسین (ع)

پس از شهادت حضرت علي (ع) ، به فرموده رسول خدا (ص) و وصيت اميرالمومنين (ع) امامت و رهبري شيعيان به حسن بن علي (ع) ،فرزند بزرگ اميرالمومنين ،منتقل گشت  و بر همه  مردم واجب و لازم آمد كه به فرامين پيشوايشان امام حسن (ع) گوش  فرا دارند . امام حسين (ع) كه دست پرورده وحي محمدي و ولايت علوي بود ، همراه و همكار و همفكر برادرش بود . چنان كه وقتي بنا بر مصالح  اسلام و جامعه  مسلمنان و به دستور خداوند بزرگ ، امام حسن (ع) مجبور شد كه با معاويه صلح كند و آن همه ناراحتيها را تحمل نمايد ، امام حسين (ع) شريك رنجهاي برادر بود و چون مي دانست كه اين صلح به صلح اسلام و مسلمين است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 9:19 بعد از ظهر  توسط علی  | 

نمونه اي از سخنان گهر بار امام حسين (ع)

 

غافلگير كردن بنده از جانب خداوند به اين شکل است كه به او نعمت  فراوان دهد و توفيق شكر گزاري را از او بگيرد .

 

بخیل كسي است كه به سلام كردن بخل ورزد .

 

بر حذر باشید از ستم كردن به كسي كه ياوري جز خداوند عزوجل ندارد .

 

هر يك از دو نفري كه ميان آنها نزاعي واقع شود و يكي از آن دو رضايت ديگري را بجويد ، سبقت گيرنده ، اهل بهشت خواهد بود .

 

بدانيد كه دنيا شيريني و تلخي اش رويايي بيش نيست ، و آگاهی و بيداري واقعي در آخرت است .

 

چيزي به زبان نياوريد كه از ارزش  شما بكاهد .

 

مرگ در راه عزت جز زندگي جاويد ، و زندگي  با ذلت  جز مرگ بي حيات نيست .

 

خواسته هاي مردم از شما از نعمت هاي  پروردگار است . بنابراين از آنها ملول و ناراحت نشويد .

 

بر حذر باشيد و بترسيد از ستم كردن به كسي كه ياوري جز خداوند عزوجل ندارد .

 

هر كسي  كاري را ازراه گناه دنبال كند آن چه آرزو دارد از دست مي دهد و از آنچه مي ترسيد به آن گرفتار مي گردد .

 

سلام كردن هفتاد حسنه دارد ، شصت و نه حسنه ازآن سلام كننده و يكي از آن جواب دهنده است .

 

پايبندي بر پيمان ، جوانمردي است .

 

 

اگر ديننداريداريد لااقل در دنياي خويش آزاده باشيد .

 

شتابزدگي ، ناداني است و ناداني ناتواني .

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 10:29 بعد از ظهر  توسط علی  | 

فضیلت زیارت امام حسین (ع)

ابو  عماره گوید : " روزی به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع)

رسیدم ، فرمود اشعاری در سوگواری حسین برا ي ما بخوان . وقتی

شروع به خواندن نمودم صدای گریه از خانه برخاست . من مي خواندم

و آن عزیز مي گریست  ، چندان كه صدای گریه از خانه برخاست .

 بعد از آن كه اشعار را تمام کردم ، امام (ع) در فضیلت ثواب مرثیه و

 گرياندن مردم بر امام حسین (ع) مطالبی فرمود و نیز از آن جناب  

است كه فرمود : "گریستن و بي تابي کردن در هیچ مصیبتی شایسته  

نیست مگر  در مصیبت حسین بن علي كه ثواب و جزايي گرانمایه 

دارد ." 

باقرالعلوم ، امام پنجم (ع) به محمد بن مسلم كه يكي از اصحاب بزرگ او است فرمود : 

" به شیعیان ما بگوئید كه به زیارت مرقد حسین بروند زیرا بر هر شخص  با ایماني كه به امامت  ما معترف است ، زیارت قبر ابا عبدالله لازم مي باشد ." 

امام صادق (ع) مي فرمايد :

" همانا زیارت حسین (ع)  از هر عمل پسندیده ای ارزش و فضیلتش بیشتر است ". 

جمله امام صادق (ع) فرمود :

" زیارت قبر امام حسین (ع) بر هر كسي كه معتقد به امامت او از جانب خداست واجب است ".   

و نیز فرمود : " پاداش زیارت امام حسین (ع) معادل صد حج نيكو و صد عمره مقبول مي باشد ". 

و رسول اکرم (ص) فرمود : " كسي كه بعد از شهادت حسین (ع) مرقد او را زیارت كند ، بهشت  از براي اوست ".

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 10:26 بعد از ظهر  توسط میلاد  | 

فضائل امام حسين (ع )

حسين بن علي نمونه كامل يك انسان بر جسته و متشخص  بود و نام حسين در اذهان ، همراه با شجاعت و ظلم ستيزي و جوش و خروش بر ضد هر گونه ستم و تبعيض است .

بانگاهي اجمالي به 56 سال زندگي سراسر خداخواهي و خداجويي حسين (ع) ، در مي يابيم كه همواره وقت او به پاكدامني و بندگي و نشر رسالت احمدي و مفاهيم عميقي والاتر از درك و ديد ما گذشته است .

جنابش به نماز و نيايش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسياري و حتي در‌آخرين شب داشت . گاهي در شبانه روز صدها ركعت نماز مي خواند .

در زندگي دست از نياز و دعا بر نداشت و از دشمنان مهلت خواست تا بتواند باخداي خويش به خلوت بنشيند و فرمود :" خدا مي داند كه من نماز و تلاوت قران و دعاي ذياد و استغفار را دوست دارم " .

حضرتش بارها پياده به خانه كعبه شتافت و مراسم حج را بر گزار كرد.

" ابن ثير " مي نويسد :

حسين بسيار روزه مي گرفت و نماز مي گزارد و به حج مي رفت  و صدقه مي داد و همه كارهاي پسنديده را انجام مي داد .

شخصيت حسين بن علي (ع) آنچنان بلند و دورتر از دسترس وپرشكوه بود كه وقتي با برادرش امام مجتبي (ع) پياده به كعبه مي رفتند، همه بزرگان و شخصيتهاي اسلامي به احترامشان از مركب پياده شده ، همراه آنان راه مي پيمودند .

روزي از محلي عبور مي فرمود ،عده اي ز فقرا بر عباهاي پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره هاي خشكي مي خوردند ، امام حسين (ع) مي گذشت كه تعارفش كردند و او هم پذيرفت نشست و تناول فرمود و ان گاه بيان داشت "ان الله لا يحب المتكبرين "

خداوند متكبران را دوست نمي دارد .

سپس فرمود "من دعوت شما هم دعوت شما را اجابت كردم ، شما هم دعوت مرا اجابت كنيد " .

آنها هم دعوت آن حضرت را پذيرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند . حضرت دستور داد هر چه در خانه موجود است به ضيافتشان بياورند ، و بدين ترتيب پذيرايي گرمي  از آنان به عمل آمد ، و نيز درس تواضع و انسان دوستي را با عمل خويش به جامعه آموخت .

روزي عربي نزد امام حسين (ع) آمده عرض كرد : اي پسر رسول خدا ! من ضامن شده ام ديه اي را بپردازم ولي توان پرداخت آن را ندارم با خود فكر كردم  از كريم ترين مردم كمك مي گيرم و از آل محمد (ص) كريم تر نيافتم .

فرمود : سه مسئله از تو مي پرسم ، اگر يكي را پاسخ دهي يك سوم ديه را به تو مي دهم و اگر دو مسئله را جواب دهي دو سوم آن را مي پردازم و اگر همه را پاسخ دهي تمام آن را مي دهم .

عرض كرد : اي پسر رسول خدا (ص) آيا چون توئي كه اهل علم و شرفي از كسي مثل من سوال مي كند فرمود : آري جدم رسول خدا شنيدم كه فرمود : بخشش بايد به اندازه معرفت باشد .

مرد عرب گفت : هر چه  مي خواهي بپرس اگر بدانم جواب مي دهم وگرنه از شما ياد مي گيرم .

فرمود : چه كاري برتر از همه كارهاست ؟

گفت :  ايمان به خدا .

فرمود : راه نجات از هلاكت چيست ؟

گفت : اعتماد به خدا .

فرمود : زينت مرد چيست ؟

گفت : دانشي توام با بردباري .

فرمود : اگر نداشت ؟

گفت : ثروتي همراه با جوانمردي .

فرمود :  اگر نداشت ؟

گفت : فقري توام با صبر .

فرمود : و اگر نداشت ؟

گفت : صاعقه اي كه از آسمان بيايد و او را بسوزاند كه سزاوار سوختن است .

حضرت خنديد و كيسه اي حاوي هزار دينار به وي داد و انگشتر خود را كه نگيني به ارزش  دويست درهم داشت به داد  و فرمود : اين طلا را به طلبكاران بده و اين انگشتر را در امر زندگي خود صرف كن .

عرب مال را گرفت  و مي گفت : " الله اعلم  حيث يجعل رسالته " يعني  خدا بهتر مي داند رسالت خويش را در هر كجا قرار دهد .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 9:3 بعد از ظهر  توسط علی  | 

       

 

                                                                               

         

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 5:47 بعد از ظهر  توسط علی  | 

حضرت امام حسین علیه السلام

نام شریف :حسین

کنیه شریف :ابی عبد الله

لقب شریف :خامس آل عبا ، سبط ، شهید ، وفی ، زکی

پدر گرامی:حضرت علی بن ابی طالب (ع)

مادر مکرمه : حضرت فاطمه (س)

تاریخ ولادت : شنبه سوم شعبان ،سال چهارم هجری

مکان ولادت : مدینه

مدت عمر شریف : ۵۷ سال

قاتل : صالح بن وهب مزنی ، سنانبن انس و شمر بن ذی الجوشن (لعنت خدا بر آنها )

زمان شهادت : جمعه دهم محرم ، سال ۶۱ هجری

مکان شهادت و دفن : کربلا

                                                                                     

                                                                               

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 5:45 بعد از ظهر  توسط میلاد  |